شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیردبچین از رشک دستش نافه را درد شکم گیرد
۲
بیاد بوی زلفش جان من تا کی ز تن شبهابرون آید سر راه نسیم صبحدم گیرد
۳
قلم گیرد روان از بیم خجلت دست صورتگرچو صورتگر پی تصویر آن قامت قلم گیرد
۴
بخورشید آن رخ چون ماه منما احترازی کنمباد آن آینه از چشمه خورشید نم گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth