خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوب می دانم وفا از خود جفا از یار خودزآنکه او در کار خود خوبست و من در کار خود
۲
بگذر از آزارم ای بدخواه بر خود رحم کنور نه می سوزم ترا با آه آتشبار خود
۳
برق آه آتشینم می گدازد سنگ رامی دهد بدخواه در آزار من آزار خود
۴
من کیم تا افکند آن سرو بر من سایهکاش بگذارد مرا در سایه دیوار خود
صفحهٔ ۱ از ۲