شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بهر زینت آن گل‌چهره در آیینه می‌بیندز مژگان صد خدنگ آیینه را در سینه می‌بیند
۲
نشاطی یافت دل تا درد عشقت یافت در سینهچو درویشی که در ویرانه گنجینه می‌بیند
۳
اسیر عشق را از موی ژولیده‌ست ذوق دلاگر صوفی صفا در خرقه پشمینه می‌بیند
۴
غمت هردم به داغ تازه زان می‌کند شادمکه در من حفظ حق صحبت دیرینه می‌بیند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth