خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسیدآه این چه ظلم بود که بر آسمان رسید
۲
در سینه داشتیم نهان شوق غمزه اتکردیم فاش کار و چو بر استخوان رسید
۳
چشم از کمان ابروی او بر نداشتیمبر ما هزار تیر ملامت ازان رسید
۴
تیر بپایم زده وه چه گویمتکز دست تو چها بمن ناتوان رسید
صفحهٔ ۱ از ۲