شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل درون سینه دردت را به جان می‌پروردذوق می‌بیند ازآن هردم ازآن می‌پرورد
۲
عاقبت معلوم شد بهر سکانت بوده استاین که جسم ناتوانم استخوان می‌پرورد
۳
لعل اشک لاله‌گون پرورده چشم منستکی بدین رونق بود لعلی که کان می‌پرورد
۴
چون نریزد با خیال خط او چشمم سرشکسبزه دارد بآن آب روان می‌پرورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth