شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون کشته شدم هزار بارهبر من به چه می‌کشی کناره
۲
از کشتن کشته‌ای چه خیزدکشته که کشد هزار باره
۳
حاجت نبود به تیغ کشتندر پیش رخ تو ماه‌پاره
۴
خود خلق دو کون کشته گردندهر گه که شوی تو آشکاره
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth