خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذشهد هر کام که باشد جهان نیست لذیذ
۲
همه دم ذکر لبت ورد زبانست مراهیچ جلاب جز اینم بدهان نیست لذیذ
۳
باده تلخ که بی ساقی گلرخ باشدبارها تجربه کردیم چنان نیست لذیذ
۴
وعده وصل چو دادی منشان منتظرمروشنست این که حیات نگران نیست لذیذ
صفحهٔ ۱ از ۲