خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از عشق تو رسوای جهانست امروزغم پنهان دلم بر تو عیانست امروز
۲
روزگار من اگر گشت سیه نیست عجبآفتاب رخت از دیده نهانست امروز
۳
مدتی خون دلم داشت اقامت در چشمپی آن سرو سفر کرده روانست امروز
۴
دیده بودم خم گیسوی تو امشب در خواباین که دارم دل آشفته ازانست امروز
صفحهٔ ۱ از ۲