خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوزسوخت دل جان به جمالت نگرانست هنوز
۲
حسنت از زینت خط رنگ دگر یافت ولیدر دل ما غم عشق تو همانست هنوز
۳
اثری در دل پر سوز ز خونابه نماندچشم بر یاد تو خونابه فشانست هنوز
۴
بی نشان گشت تن خاکیم از ضعف ولیهدف ناوک آن سرو روانست هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲