خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرد گلت کشید ز عنبر حصار خطشد شاهد جمال ترا پرده دار خط
۲
بنشست گرد رشک بر آیینه ماه راتا ماه من نمود بگرد عذار خط
۳
روزم بسان شمع سیه شد ز دود آهتا سر زد از خواشی رخسار یار خط
۴
خطی نیافتیم بمضمون خط یارخواندیم از صحیفه دوران هزار خط
صفحهٔ ۱ از ۲