خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرضزین همه سیر درین دشت شکاریست غرض
۲
در سر از پرورش دیده بصد خون جگرنظری بر گل رخسار نگاریست غرض
۳
مکن ای دیده روان سوی درش سیل سرشکگر ترا از ره آن سرو غباریست غرض
۴
نه گل و لاله و سروست مرادم زین باغگلرخی سرو قدی لاله عذاریست غرض
صفحهٔ ۱ از ۲