خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ حسن از گل رخسار تو دارد رونقکشور عشق بتیغ مژه ات یافت نسق
۲
سالک راه ترا خون جگر زاد سفرمصحف روی ترا پیر خرد طفل سبق
۳
صفت حسن تو در صفحه ایام نیافتچرخ هر چند درین نسخه بگرداند ورق
۴
می برد راه بسر منزل وصل تو کسیکه بهر نیک و بدی نیست مقید مطلق
صفحهٔ ۱ از ۲