شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکمبه هر سو چشمه ای ، خواهد روان شد از سرِ خاکم
۲
به امیدی که جا در پهلویش سازم شدم راضیکه ریزد خون من چون صید و بر بندد به فتراکم
۳
شدم از خاکساران در میخانه وه کآخرمذاق باده بر خال سیه بنشاند چون تاکم
۴
نماند از ضعف در من طاقت تقریر حال دلمگر تحقیق حال دل کنند از سینه چاکم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth