شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه آنچنان شده محو خیال آن دهنمکه کس نشان ز وجودم دهد بجز سخنم
۲
خیال موی میان بتان ضعیفم ساختچنانکه گشت گران بار روح بر بدم
۳
بران سرم که کنم ترک جان و تن که ز دردبتنگ آمده جانم بجان رسیده تنم
۴
حجاب هستی من مانعست وصل تراشکایت از که کنم در میان رقیب منم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth