خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهمولی آنرا نهان از دیده اغیار می خواهم
۲
چه لطفیست این که بیداد خود از من کم نمی سازدچو می داند که من بیداد او بسیار می خواهم
۳
نگوید کس ز شرح محنت من پیش او حرفیدرین محنت مدد از نالهای زار می خواهم
۴
نمی خواهم که بیند هیچ کس در خواب آن مه راهمه شب چون ننالم خلق را بیدار می خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲