شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترمزنده خواهم شد پس از مردن گر آید بر سرم
۲
سوختم ناصح مده پندم مبادا کز دمتبر فروزد آتشی گر هست در خاکسترم
۳
خار خاکستر شود ز آتش منم آن آتشیکز جفا خاکسترم گشتست خار بسترم
۴
مردم چشمم ز تاب مهر رخسارت گداختهست بیم صد بلا زین احتراق اخترم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth