خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دایم تویی مقابل آیینه دلمتو در دلی ولی ز تو من سخت غافلم
۲
قطع نظر ز دیدن روی تو چون کنمچون هست روی تو همه دم در مقابلم
۳
گر مایلم بغیر تو آن هم ز شوق تستغیر تو کس نکرده بغیر تو مایلم
۴
یاد از تو می دهند عجب نیست گر چنینمفتون شکل هر بت شیرین شمایلم
صفحهٔ ۱ از ۲