شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آزارها ز یار جفا کار می کشمتا کار او جفاست من آزار می کشم
۲
غم می کشم ز یار و شکایت نمی کنمغم نیست چون غمیست که از یار می کشم
۳
بر من شدست این سبب طعنه دگرکز بهر یار طعنه اغیار می کشم
۴
میلیست هر مژه که بآن جای توتیاگرد رهت بدیده خونبار می کشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth