شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چشم برخسار تو صد بار گشادمهر بار دو صد سیل برخسار گشادم
۲
فریاد کنان راز دلم پیش تو بگشادهر سیل که از دیده خونبار گشادم
۳
آه از تو که ناگفته باغیار گشادیهر راز که پیش تو من زار گشادم
۴
تا چشم گشادم بتو دیدم ز تو آزارفریاد که بر خود در آزار گشادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth