شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حباب نیست ز خون گرد دیده تر منهوای غیر تو بیرون شده است از سر من
۲
بسوخت آتش حیرت مرا نمی دانمچه کرده ام ز چه رنجیده است دلبر من
۳
بپای بوس توام ره بهیچ صورت نیستمگر کشند بخاک ره تو پیکر من
۴
کسی برابری من کجا تواند کردکنون که نیست کسی جز تو در برابر من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth