خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که پنهان است شوق لعل محبوبان دروغنچه بشگفته است اوراق گل پنهان درو
۲
با خیال لعل جان بخش سواد دیده امهست آن ظلمت که باشد چشمه حیوان درو
۳
شد بسودای سر زلف تو جسمم رشته ایصد گره افتاد از تاب غم دوران درو
۴
بحر محنت راست گردابی پر از خاشاک و خسوادی عشقت که عشاقند سرگردان درو
صفحهٔ ۱ از ۲