شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مست غافل از من و خونین جگر مشومن از تو بی خودم تو ز من بی خبر مشو
۲
کارم بسوز و گریه فتادست در غمتغافل ز جان سوخته و چشم تر مشو
۳
ترسم که بی خبر شوی از حال عاشقانای مست ناز می مخور و مستتر تر مشو
۴
ای سرو با نظاره روی تو زنده اممی میرم از فراق تو دور از نظر مشو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth