خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با منی اما چه حاصل سوی من مایل نهایدر دلی اما چه سود آگه ز حال دل نهای
۲
تو بدان مایل که بر من هر زمان جوری کنیمن بدین خوش دل که از من یک زمان غافل نهای
۳
خوب میدانی طریق کشتن عشاق راگرچه طفلی از فن عاشقکشی جاهل نهای
۴
نخل امیدم نمییابد ز تو نشو و نمامیشود معلوم کز نوری ز آب و گل نهای
صفحهٔ ۱ از ۲