خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را هلاک غمزه خونریز کرده ایتیغی عجب بکشتن من تیز کرده ای
۲
آزرده از جفای رقیب تو کی شومچون فهم کرده ام که تو انگیز کرده ای
۳
شد تازه داغ شوق تو تا باغ حسن راآراسته بسبزه تو خیز کرده ای
۴
دل را نمی رسد ز فرح پای بر زمینتا بسته اش بزلف دلاویز کرده ای
صفحهٔ ۱ از ۲