شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهیز اطوارت نیم راضی نداری اشکی و آهی
۲
همه شب همچو پروانه مرا ای شمع می سوزینمی ترسی که آهی برکشم از دل سحرگاهی
۳
بجسم ناتوانم بیش ازین مپسند بار غمچو می دانی محال است این که کوهی را کشد کاهی
۴
مگر خورشید سرعت بهر طوف درگهت داردکه از خنک فلک می افکند نعل بهر ماهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth