خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دیده نور در تن جان عزیز ماییاما چه سود خود را هرگز نمی نمایی
۲
بسیاری رقیبان از بی مثالی تستکم نیست این که باشد شهری و مه لقایی
۳
جز نام دلنوازی ورد زبان ندارمقانون نیم که خیزد از هر رکم صدایی
۴
ماه فلک مثالم خوی دگر گرفتهنازل شده است بر من از آسمان بلایی
صفحهٔ ۱ از ۲