خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلیمن ز تو غافل نیم گر تو ز من غافلی
۲
حال خرابی دل از که کنم جست و جوچون تو ز روز ازل ساکن این منزلی
۳
از تو دل زار را نیست امید وفاطرفه نهالی ولی حیف که بی حاصلی
۴
هست مرا دم بدم میل تو اما چه سودنیست ترا میل من جای دگر مایلی
صفحهٔ ۱ از ۲