خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مراست هر طرف از سیل اشک دریاییکجا روم چه کنم ره نمی برم جایی
۲
نمی کنند بتان میل عشق بازان حیفکه ضایع است هنر نیست کارفرمایی
۳
شکایت غم عشق از کسی نمی شنوممگر که نیست درین شهر ماه سیمایی
۴
کجا حریف جنون منند مردم شهرمن و مصاحبت آهوان صحرایی
صفحهٔ ۱ از ۲