خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردیورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردی
۲
درمان عشق جانان هم درد اوست دایمدرمان مجوی دل را گر زنده دل به دردی
۳
گفتی به ره سپردن گردی برآرم از رهنه هیچ ره سپردی نه هیچ گرد کردی
۴
گرچه ز قوت دل چون کوه پایداریدر پیش عشق سرکش چون پیش باد گردی
صفحهٔ ۱ از ۳