شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردیدر نیستی مطلق مرغی بپر نگردی
۲
زین ابر تر چو باران بیرون شو و سفر کنزیرا که بی سفر تو هرگز گهر نگردی
۳
این پردهٔ نهادت بر در ز هم که هرگزدر پرده ره نیابی تا پرده‌در نگردی
۴
گر با تو خلق عالم آید برون به خصمیگر مرد این حدیثی زنهار برنگردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth