خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرد این حدیثی زنار کفر بندیدین از تو دور دور است بر خویشتن چه خندی
۲
از کفر ناگذشته دعوی دین مکن توگر محو کفر گردی بنیاد دین فکندی
۳
اندر نهاد گبرت پنجه هزار دیوستزنار کفر تو خود گبری اگر نبندی
۴
هر ذرهای ز عالم سدی است در ره تواز ذره ذره بگذر گر مرد هوشمندی
صفحهٔ ۱ از ۳