خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی راکزان وصل تو مقصود است مشتاق تجلی را
۲
قیامت گر بیندازی ز قامت سایه طوبیبه زیر سایه بنشانند اهل روضه، طوبی را
۳
جمالت گرنه در جنت نماید جلوه ای هر دمکند سوز دل عارف سقر، فردوس اعلی را
۴
غم دنیا و فکر دین نگنجد در دل عارفکه بی سودا سری باید هوای دین و دنیی را
صفحهٔ ۱ از ۳