شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو شب قدر من و روی تو عید استوز زلف تو اندیشه ادراک بعید است
۲
ابروی تو هریک مه عید است از آنرودر عالم از ابروی تو پیوسته دو عید است
۳
تا روی تو را دیده ام ای ماه دل افروزروزم همه چون طالع و بخت تو سعید است
۴
هرگز نفسی در دو جهان شاد مباداآن دل که ز درد تو به درمان نرسیده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth