شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که بر لوح رخت خط الهی دانستبنده عشق الهی شد و شاهی دانست
۲
آن که می گفت که روی تو به مه می ماندچون نظر کرد به روی تو کماهی دانست
۳
زلف و رخسار تواش کی رود از پیش نظرآن که او نقش سپیدی و سیاهی دانست
۴
چشم و ابروی تو را، قدر که داند جز من؟قیمت ترک کماندار سپاهی دانست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth