شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفتمونس جان و قرار دل بیمار برفت
۲
گرچه باشد همه کس را دل آزرده ز درددرد من این که مرا یار دل آزار برفت
۳
دوش در صومعه دل ذکر دو زلفت می گفتزاهد خرقه پرست از پی زنار برفت
۴
باشد از کار جهان کار تو کام دل منکارم از دست و دل و، دست و دل از کار برفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth