خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سعادت نظری بر من زار اندازدبر سرم سایه سرو قد یار اندازد
۲
دور از آن یار و دیارم نظر سعد کجاستتا مرا باز بدان یار و دیار اندازد
۳
آن که شد مست غرور از می پندار امروزمنتظر باش که فرداش خمار اندازد
۴
سببی ساز خدایا که طبیبم نظریبر دل خسته بی صبر و قرار اندازد
صفحهٔ ۱ از ۳