خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دلم هردم جفای بیوفایی میرسدوه که بر جان من از هر سو بلایی میرسد
۲
روزگاری شد که در وادی حیرت ماندهامنه رهی پیدا شد و نه رهنمایی میرسد
۳
قصد جان دارد فراق و وعده دیدار اودرد، راحت گشت ما را تا دوایی میرسد
۴
از هوای خاک کوی توست در اشک ماعاقبت از پاکی گوهر به جایی میرسد
صفحهٔ ۱ از ۲