شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شدهر آنکه واقف این نکته گشت شیدا شد
۲
چه مجلس است و چه بزمی که از می وحدتمحیط قطره شد اینجا و قطره دریا شد
۳
محیط بر همه اشیا از آن جهت شده ایمکه نون نطق الهی حقیقت ما شد
۴
به غمزه مردم چشمت چه فتنه کرد ز پیشکه جان زنده دلانش اسیر سودا شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth