خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شدمگر عکس رخ دلبر به جان باز آشکارا شد
۲
دگر چون با دلم لعلش نهان در گفتوگو آمدصدای ناله زار دل ریشم به هرجا شد
۳
به صحرا چون که بیرون رفت باز آن دلبر از خلوتدل پردرد بیمارم ز عشقش بیسر و پا شد
۴
به هر نقشی که خود میخواست رخ بنمود در عالمگهی رنگ دو عالم گشت و گه بیرنگ اشیا شد
صفحهٔ ۱ از ۲