خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمدزهی فالی که تفسیرش همه حسن و جمال آمد
۲
ز رویت خوبتر نقشی نیامد در خیال منمرا خود کی به جز روی تو نقشی در خیال آمد
۳
غم دوری نخواهد بود و هجران تا ابد ما راز خوان «نحن نرزق» چون نصیب ما وصال آمد
۴
رموز «من لدن» بر من از آن شد مو به مو روشنکه در تحقیق این علمم دلیل آن خط و خال آمد
صفحهٔ ۱ از ۳