خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر چه باشد که نثار قدم یار کنندیا دل و دین به چه ارزد که در این کار کنند
۲
قبله جان نبود جز رخ جانان زان روعاشقان قبله خود ابروی دلدار کنند
۳
کی تواند شدن از سر انا الحق واقفهر که او را غم آن است که بردار کنند
۴
شرطش آن است که بر دار ببیند خود راهر که از فضل تواش واقف اسرار کنند
صفحهٔ ۱ از ۳