شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حق بین نظری باید تا روی مرا بیندچشمی که بود خودبین، کی روی خدا بیند
۲
دل آینه او شد کو تشنه دیداریتا همچو کلیم الله بر طور لقا بیند
۳
از مشرق دیدارش آن را که بود دیدهانوار تجلی را پیوسته چو ما بیند
۴
آنرا که چو ما سینه صافی شد از آلایشدر جام دل از مهرش چون صبح صفا بیند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth