خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قمر از روی تو دارد خبری، میگویندهست خود، روی نکو چون قمری، میگویند
۲
قصد زلف سیهت کار هواداران استکه به هریک سر مو، ترک سری میگویند
۳
سورهٔ کوثر و نور است لب و رخسارتگرچه این را گل و آن را شکری میگویند
۴
عزت و سلطنت و قدر و شرف بس که مرابر سر کوی توام خاک دری میگویند
صفحهٔ ۱ از ۳