شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندیدمحروم شد زجنت و حور و لقا ندید
۲
بینا به نور معرفت حق کجا شودآن دیده ای که در همه اشیا تو را ندید
۳
سودای زلفت آن که خطا گفت روسیاهفکرش خطا چو بود به غیر از خطا ندید
۴
عشق تو در دیار وجودم بسی بگشتخالی ز مهر روی تو یک ذره جا ندید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth