شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشیدحرف رندی بر سر سجاده می‌باید کشید
۲
روی ننماید، چو بر آیینه باشد نقش زنگصورت آیینه دل، ساده می‌باید کشید
۳
ناز ابروی کماندارش به جان و دل بکشکاین کمان را عاشق افتاده می‌باید کشید
۴
بر سرم روزی وصالش گفت خواهم پا نهادمنت پایش به جان ننهاده می‌باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth