شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسیدتا نشد دل ز جفا خون به مقامی نرسید
۲
آن که از دست غمت خون جگر نوش نکرداز کف ساقی مقصود به جامی نرسید
۳
کی شود محرم اسرار تجلی رختچون کلیم از لبت آن کو به کلامی نرسید
۴
دور خوبی به جهان گرچه بسی آمد و رفتبجز از دور جمالت به دوامی نرسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth