خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنمبه هر اشیا که پیوندی درون جان او جانم
۲
هر آن ظاهر که میبینی منم صورت به عین اوهر آن ناظر که دریابی در او سری است پنهانم
۳
منم یوسف جهان چاه است، منم نوح و زمین کشتیبود نفس سگم فرعون و من موسی عمرانم
۴
دلم یونس تنم حوت است و اشیا بحر بیپایانهمه عالم به یک حمله بجنبد گر بجنبانم
صفحهٔ ۱ از ۳