شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست نمی‌دهد مرا بی تو نفس زدن دمیزانکه دمی که با توام قوت من است عالمی
۲
صبح به یک نفس جهان روشن از آن همی کندکز سر صدق هر نفس با تو برآورد دمی
۳
نی که دو کون محو شد در بر تو چو سایه‌ایبس که برآورد نفس پیش چو تو معظمی
۴
از سر جهل هر کسی لاف زند ز قرب توعرش مجید ذره‌ای بحر محیط شبنمی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth