شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمانزین دو بلا کجا روم کشت مرا هم این هم آن
۲
گفتمش از چه می کشد غمزه خونیت مراگفت که دردش این بود عادت او بدین بدان
۳
عاشق خویش می کشد از ستم و جفای، اودر صفتی که روز و شب کرده بدو قرین قران
۴
جور و جفای او بجز عاشق او نمی کشدگویی از این جهت کمر پوشیده در زمین زمان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth