خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتنبدین زبان سخن جان نمی توان گفتن
۲
ز سر عشق تو چون غنچه وار دارم لبکه سر عشق تو نتوان در این جهان گفتن
۳
دهان تنگ تو را چون کنم حکایت، هیچنمی توان سخنی از سر گمان گفتن
۴
چگونه نسبت قدت کنم به سرو روانکه سرو را نتوان این چنین روان گفتن
صفحهٔ ۱ از ۳